امروزه بحث پرداخت نقدی یارانهها به مردم به اصلی ترین و پر چالش ترین مبحث بین عموم مردم و کارشناسان اقتصادی مبدل گشته است از سپیده دم امروز انبوهی از مردم با فرمهای مخصوص جمع آوری اطلاعات در خیابانها پرسه می زدند . این موضوع ناخودآگاه مرا بیاد اعلام اسامی کنکور سراسری در روزنامه ها انداخت . عده ای چنان با پرستیژ خاصی در حال مطالعه فرم فوق الذکر بودند که گویی در کنکور سراسری حائز رتبه ممتاز دو رقمی گردیده اند یا اینکه گویی آن فرم خام حائز اطلاعات ذیقیمتی است ! اما آیا براستی حل مشکلات فعلی و اصلی اقتصاد بیمار شده کشورمان در گرو حذف فوری یارانه ها نهفته است؟ یا به عبارتی حذف یارانه ها در شرایط فعلی چه کمکی به دولت خواهد نمود تا بتواند بر مشکلات چیره نماید؟ آیا حذف یارانه ها شاخص های عمومی اقتصاد و جامعه را بهبود می بخشد ؟ آیا حذف یارانه ها سبب بهبود شاخص هایی مانند کاهش نرخ بیکاری ، افزایش بهره وری ، رشد سرانه ملی ، ارتقاء سطح رفاه عمومی و سطح رضایتمندی مردم از عملکرد دولت خواهد گردید؟ آیا مشکلات فعلی و آتی مردم با دریافت نقدی یارانه ها حل و فصل خواهد شد؟ اصولا این یارانه ها چه نقشی در بهبود وضعیت معیشتی دهک های پایین جامعه دارد؟ آیا شهروندی قادر است عدم رضایت و تمایل خود را به بهره مندی از دریافت یارانه مستقیم اعلام نماید؟ ... به نظر می رسد تهیه پاسخ قانع کننده برای این سوالات سخت تر از طراحی طرح فوق بوده است! اما در این میان سوال اصلی اینجاست که آیا طراحان این طرح قادر به قانع نمودن عامه مردم خواهند بود؟ آیا طرح ، طرحی جامع می باشد ؟ به عبارتي در بعد جامعيت آن به تاثير اثار اجراي آن بر عنصار شناخته و ناشناخته توجه شده است یا اینکه در پس این فرآیند نوعی تدبیر خام براي حصول نتيجه يك وجهي يا يك بعدي نهفته است و این تدبیر ممکن است در کوتاه مدت برای عده ای نوشدارو باشد اما در بلند مدت با عواقب و چالش های بعدی آن موجب غرق شدن خود دهک بهره مند از عواید این طرح و حتی دهک های بی بهره از این طرح در سیلاب عواقب اجرای طرح خواهد بود . اما آیا این نوشدارو قادر به ایجاد ثبات در روند زندگی مردم و اقتصاد کشور خواهد شد. ؟ آیا دهک فوق پس از دریافت یارانه مستقیم قادر به ایفای نقش مثبتی در جامعه خواهند بود ؟ پس از واکاوی پاسخ های احتمالی می توان به این نتیجه زود هنگام رسید که ممکن است بهره مندی ذینفع ( یعنی دهکهای پایین ) از این یارانه در هنگامن دریافت آن از بانک لحظه ای لبخند بر لبان او جاری سازد اما ممکن است تورم ناشی از آثار روانی آن در تولید و غیره .... به قدری برای او مشکل ساز باشد که تا خانه نرسیده او را پشیمان نماید . البته در صورت حذف یارانه قطعا تولید کننده ها به شرط رفع موانع رقابت آزاد از وضعیت مطلوبی برخودار خواهند بود و اصولا دهک پایین جامعه چون با ظهور فناوریهای جدید حتی تولید کننده خدمات جزء نیز محسوب نمی شود جزء آسیب پذیر ترین قشر جامعه خواهد بود.
پس سرانجام این طرح مختوم به فنا و نابودی دهکی خواهد بود که امروز به قصد کمک به او و اینکه او اندکی بیاساید او را به سم مهلک یارانه مستقیم خوشحال می نماییم . آیا قادریم برای همیشه برای او خوشحالی به ارمغان آوریم یا اینکه با تزریق مصنوعی این سم مهلک اندکی او را خوشحال می نمایم و بعد تا عمر دارد درد بی درمان بی ثباتی را با او همراه می نماییم. آیا بهتر نیست مواظب باشیم این تغییر با نوعی تدبیر همراه گردد و این یارانه ها غیر مستقیم اما به روشی نوآورانه توام نوعی خلاقیت و شکوفایی با قشر نیازمند کمک اعطا ء گردد!
به عنوان مثال آیا نمی شود با یارانه فوق مانند کشور مسلمان مالزی با سرمایه گذاری مستقیم در بخش مسکن که مهمترین دغدغه جوانان کشور است برای مدتها مشکل بی مسکنهای جامعه را حل و فصل نمایید؟ آیا بهتر نیست با سرمایه گذاری در بخش تولید و صنعت کشاورزی و ... برای مدت ها مشکل اشتغال را حل و فصل نمایئم و موجب ارتقاء سطح رفاه عمومی و بهبود شاخص های کلان اقتصادی جامعه باشیم!


